تبليغاتX
just for you - بازنده

بازنده

 
 

نگاهت را مگردان نازنینم

باز برگشتم به دورانی که تنهایی و غربت بود و من بودم که خسته

میان این همه آه و دریغ و حسرت و قلب شکسته

عاقبت با کوله باری از غم و اندوه و امید و آرزو بر دوش

سنگین دل دیوانه بسته

می دویدم در میان کوچه های شهر شب

شهر شب٬ای شهر شب٬ای شهر شب

من و ظلمت٬من و حسرت٬من و غربت٬من و فرصت که هر بار آرزو

می کردم ای کاش

دوباره فرصتی دیگر به من می داد و می آمد

می آمد که خاک زیر پایش را ببیند

می آمد لااقل حق دل خود را بگیرد

آری آری٬یادم آمد

روزگاری گفته بودم بی تو من راحت ترم

بی تو من عاشق تر و فارغ تر و آسوده تر

می توانم بار این رسواکده٬این غمکده٬ماتمکده

این سرای ساکت و سرد و مخوف و بی سر و پا را به دوش خود کشم

گفته بودم آرزو دارم که عمری بی تو باشم

ولی یک لحظه بی تو مثل عمریست

که راکد رو به روی ساعت دیواری دیوار گچ پوش سیه روی اتاق

عزلت و تنهایی خویش

نشستم خیره تا یک ثانیه٬یک ساعت٬یک روز

بیایی تا بگویم من پشیمانم از آن چیزی که گفتم

نمی دانستم این زیباکده٬این دار دنیا٬این دیار نارفیقان

بدون تو برایم می شود مانند برزخ٬آتش گران دوزخ

روی صحبت با تو دارم٬ای همه دار و ندارم

ای سراپا خوبی و یک لحظه بودن با تو می ارزد به عمری بی تو بودن

نگاهت را مگردان نازنینم٬بی تو من بازنده ام

کاش یک بار دگر هم باورت می شد که هستی هستی من٬سوژه

سر مستی من٬اوج پرواز و حضیض پستی من

بی تو من چیزی برای باختن دیگر ندارم...

 

 



پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 |

 

پرنوشتی از جدیدترین کدهای آهنگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست