با تو می شد به پیشواز صنوبرها رفت و پرستوها را تا دیاری دور بدرقه کرد.وقتی که رفتی دلم شکست.

آخر با تو می شد تا آن سوی پرچین کوچید و عشق را زیباتر دید.
وقتی که رفتی دلم گرفت آخر می توانستم دلتنگی هایم را به چشم هایت بسپارم تا تبسم ستاره ها را در برق نگاهت ببینم.
اینک بی تو دلم در جستجوی کوچه ای است که به باغ بپیوندد.
