تبليغاتX
just for you

گذرگاه

 
 
در مجالی که سخت کوتاه است

وای بر سینه ای که پر آه است

 

شب نمی ماند اینچنین تیره

بعد از او نوبت سحرگاه است

 

پشت این ابرهای تیره و تار

جنگلی از ستاره و ماه است

 

به زمستان بگو که بار ببند

کاروان نسیم در راه است

 

شاد باید که بگذریم از او

و نگوییم عمر کوتاه است

رده پا

بار سنگین در این سفر نبریم

بار عاشق سبک تر از کاه است

 

در شگفتم که با حضور چراغ

باز انسان چگونه گمراه است

 

رهزنی می رسد به نام اجل

بی گمان در کمین این راه است

 

بی خبر می رسد کجاوه مرگ

خوش به حال کسی که آگاه است

 

همگی عابریم بی تردید

این جهان گذرگاه است



شنبه هفدهم فروردین 1387 |

 

پرنوشتی از جدیدترین کدهای آهنگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست